
کتاب لبه تیغ نوشته سامرست موآم ، داستان حضور نویسنده در یک جمع است . و روایت داستان آن هاست.داستان لری کسی که از جنگ ویتنام بازگشته است در آن جنگ خلبان بوده . شخصی که مرگ همرزمش تاثیر عجیبی بر روی او ...
ادامه مطلب
تلویزیون روشن بود مردها را به خود جلب کرده بود و خانم ها مثل همیشه سرگرم گفت و گوی زنانه بودن بچه ها که حوصله شون سر رفته بود گاهی بهانه می گرفتند و به دنبال تمام شدن زودتر مهمانی کسل کننده بودند. اید...
ادامه مطلب
ما هر جايي كه هستيم تو هر راهي كه گام گذاشتيم امروز برامون يك رنگ وxa0 طعم و عطر خاصيxa0 داره يك خاطره تلخ يا شيرين به گوشه برچسب امروز چسبونديم سال ها يه چنين روزي تو دلمون عين سير و سركه مي جوشيده كنار همه خاطره هايي كه از آقا و خانوم معلم هاي سخت گير تو چنين روزهايي به يادشون مي افتيم يه معلم هاي خوبي رو همxa0 واسه هميشه تو خونه دلمون به يادگار گذاشتيم ياد همه معلم هاي خوبي كه اين روز رو برامون...
ادامه مطلب
گاهی چنان اخلاق پر ازxa0 کبر و نخوت یکی آزارم می دهد که تنها راه برایxa0 شرافت و آزادگی جان و روانم را در دوری از او می بینم و هر گاه دیگری را در کنار او ببینم تنها احساسی از نهایتxa0 تهوعxa0 و ترحمxa0 نسبت به آن دیگری در من زنده می شود چون می دانمxa0 که او هیچگاه تغییر نمی کندxa0 بلکه این دیگران هستند که حاضر می شوند برای دوستی با او به آن همه پستی و حقارت تن بدهند...
ادامه مطلب